این جا خانه ی هنرمندان!
وقت دارم؟ بله؟
البته. وقت دارم؛ می شود یک رمان را شروع کرد و به پایان برد و خانه، حفاظ، خانه.
و البته خانه وقت دارد؛ ساعت. ساعت رومیزی. ساعت دیواری. من. من. من. ساعت. من. ساعت. من. و البته خانه ساعت دارد.
این جا خانه ی هنرمندان است همه هستند که بیایند و قهوه ای دم کنند و بند کفش ها را ببندند و قائله پایان یافت. و البته که میز روی صندلی نمی چرخد.
می چرخد؟
این جا
و کسی صدایش را گم کرده است
من. ساعت. من. ساعت
کسی قهوه ای دم می کند
و البته که همه این جا (او) را می شناسند
این جا
خانه ی هنرمندان است یعنی جایی که (او) را می شناسند. جایی که باید بشناسندت. خانه میز دارد که روی صندلی نمی چرخد.
صندلی روی در، و در که در است دیگر
از هر دری می شود در آمد و به هر دری می شود دخول کرد. که پرده نمی خواهد؟
و اگر بدانی پرده چیست. پرده؟
و البته سوی تو لامپ های نئون پسرخاله ی منند. خاله پسر دارد و تو نمی دانی پرده چیست؟
طرف از آن ناکس های روزگار بود و البته این جا خانواده ندارد هنرمند. کیفی و کلاهی و یک پاکت کنت لایت.
لعنت به دست شویی عمومی، لعنت به سکس عمومی، لعنت به جوراب های عمومی که بوی تو را ندارند؛ لامپ های نئون و خط و یار و گوشت پرده ی یک ساله.
پاییز ۱۳۸۴
الهام ملک پور
el
برقرار ساختن_ كنترل_ از دست خارج شده
يك كلمه از اين شعر نياز به جا عوض كردن و تعويض ندارد. كاربردهاي مختلفي كه كلمات در شعر مي گيرند، به معني ساختمند كردن و تمام كردن است. يعني توامان اقدام كردن، مجتمع ساختن و همگون سازي كردن.
شعر با سر در _ خانه ي هنرمندان شروع مي شود. چند معنا و پر تداعي، از يك سو، استفاده از كلمات چند معنا و معادل هاي_ فارسي كه بر اثر نفوذ_ رفتارهايي كه شعر با آن انجام مي دهد، به تنوع معنايي مي رسد.
چرا مي گويم تنوع معنايي؟ شاعر به آنچه قبلن در ذهن تدوين كرده، جزئياتي پر دامنه مي افزايد. " خلاصه كردن وجود شخصيت يك هنرمند " از كلمات_ " رمان - قهوه - سيگار و حتا پرده (جنسي) تا سكس " اشاعه پيدا مي كند.
كاربست_ اين كلمات، معادل درست و دقيقي را بر نمي انگيزد. شرايطي كه مركز هدايت كننده (يعني شاعر) به كلمات مي دهد - به انجام_ آزادانه كلمات و رويايي آنها با يكديگر مي انجامد.
به نظر مي رسد جايگاه مسلطي در شعر ديده مي شود. شالوده ي منتشر شده، مختصر و فوري ست. آنچه با تشعشع _ واژگان و كلمات به سوي_ بناهاي رقم زده شاعر، پيش مي رود. احكام خود را به هنگام منتشر كردنش، بي محاكمه رها مي كند. براي تدارك خانه هنرمندان، عملن شبكه هاي مختلف در ارتباط با يكديگرند. خوش نگاري شاعر، برقرار ساختن_ كنترل_ از دست خارج شده است. اين ناشي از كاربردهاي مفاهيم مختلف در جاهاي گوناگون است.
وقتي از " پرده " سوال مي شود - هر آنچه كه شعر در دنياي بيرون، اجازه بروز آن را نمي يابد و مي پرسد: (( خاله پسر دارد و تو نمی دانی پرده چیست؟ ))
اجمالي كه شعر را فرا مي گيرد، شتاب زده يك زمان_ هميشگي را فراموش نمي كند؛ بدل_ بي بديل:
(( از هر دری می شود در آمد و به هر دری می شود دخول کرد. که پرده نمی خواهد؟))
امیر قاضی پور
