روی کار جدیدت و "ماشین های تحریر"
"تلاش کن عوضی، بمیری" / سطر برای پرتاب به بالا و پیشنهاد برای دوباره خوانده شدن کار / سفید خوانی سطرها / سفید خوانی حس ها / امیر بلند گریه کن / بلند ِ بلند / مهم نیست / هیچ چیز مهم نیست / مهم . . . من بازی می کنم / امیر، می تواند یک تغییر در "کار خودت" ایجاد شود / می دانم که این شاعرانگی در چرخش است یا می تواند باشد / به سمت موقعیتی که تعیین آن در صلاحیت من نیست / یا دست کم من صلاح نمی دانم که نسبت به این رویکرد حرفی بزنم /
چیزی در حال لحظه شماری برای انهدام است / من این را یک ضعف نمی دانم / بارها گفته ام / مشخصه ی شعرت را رها کن / تا در "بستر شاعرانگی" به تشخص دست یابد / البته تشخص، ملتزم به افزایش کیفیت شعر نیست / گاهی یک شعر متوسط هم دارای تشخص است / ولی این نوع شعر ( که من به آن و کیفیت اش خوش بین هستم ) دارای تشخص خواهد بود اگر . . . . / تشخیص اش با خود شعر / زیرا که در مسیر این چرخش، هستی ( به زعم من ) و این دگرگونی،(به طور طبیعی ) شعر را کمی دچار تزلزل می کند / بد هم نیست / شاید من اشتباه می کنم / بد هم نیست / ولی فکر می کنم نگاه به کارهای برجسته ای که از تو در دست است و می توان برشمرد؛ را بروز می دهد / و البته نگاه به "کارهای متشخص" در سیر کاری تو / من زیادی کلی صحبت کردم / و خوب به این دلیل است که انگشت من به سمت یک مسیر کاری است / و خوب من سعی میکنم به نقد شاخصه های این مسیر بپردازم / همان طور که در یادداشت های پیشین کمابیش در تلاش برای انجام این کار بودم / من این مسیر را دنبال می کنم / و از کارهایی که می خوانم / می خوانم لذت می برم / موفق باشی . /
الهام ملک پور
