منطق كاذب در نفرین نامه / ده
" چيزي نمي خواهم به خدا "
مال من است. مال من نيست. واقعيت – مكان و فضا را سلب كرده است. بر معاني اصلي شدن: يعني دوباره انجام دادن، بازسازي كردن، بدل سازي كردن و كلك زدن.
تردد انساني كه الهام در نفرین نامه / ده دارد. عبارت است از رفتن و بازديد كردن از آن چه – پيش افتاده است.
آيا نگاه كنم؟ " - اين فاصله جغرافيايي را از درون به حيث جدايي خودم بگذارم؟ "
واقعيت( مكان و فضا) و اصلن تفكيك جدايي است. يعني كه چشم من ( يخ وارگي مرئي زندگي) آيا نگاه كنم؟
راه اندازي آمدو شد: حالت فرآيندي گسترده و فشرده از مبتذل سازي است.
انباشت كالاهاي توليد شده براي بازار : " تا هي بگويد دوستت دارم به خدا ".
توپخانه اي سنگين مي خواهد تا تمام ديوارچين ها را بردارد. (( بهتر است نبينم)).
از آن پس براي هر دم با خود و نزديك شدن به يكنواختي راكد – فضاي آزاد – مدام تغيير مي كند و بازسازي مي شود.
هركس توي سوراخ خودش مي شود
به هيچ رو خود را پيامبراني خلع شده نمي دانند
بهتر است – خودم را – در بياورم
۱۲دي ماه ۱۳۸۶
امير قاضي پور
